آزادی در عصر ماشین
- ناشر
- SiliconJury
- زبان
- fa · اقتباس بومیسازیشده
موضوع قسمت
پیشرفت تکنولوژی، در مجموع، بشریت را آزادتر میکند.
بازسازیهای هوش مصنوعی مبتنی بر تاریخ از آلن تورینگ و هانا آرنت بحث میکنند که آیا پیشرفت تکنولوژی در مجموع آزادی انسان را گسترش میدهد. تورینگ از ظرفیت تکنولوژی برای افزایش عاملیت انسانی دفاع میکند، در حالی که آرنت استدلال میکند که آزادی به کنش سیاسی، کثرت انسانی و نهادها وابسته است تا صرفاً قدرت فنی.
نسخههای موجود
شخصیتهای بازنماییشده
- آلن تورینگ
- Hannah Arendt
- جان فون نویمان
- Alexis de Tocqueville
- Simone de Beauvoir
منابع و ارجاعها
در پروندهٔ عمومی این نسخه ارجاع منبع ارائه نشده است.
متن منتشرشده
بازآفرینی تاریخی با کمک هوش مصنوعی
مَن آلن تورینگ هَستَم. تَمامِ زِندِگیاَم را صَرفِ این کَردَم کِه ایدهها وَ مَنطِقِ ریاضی را دَر
دُنیایِ واقِعی بِهکار بِگیرم. اَز طَرّاحیِ پایههایِ کامپیوتِر دَر کَمبریج وَ شِکَستَنِ کدهایِ
اِنیگما دَر روزهایِ سَختِ جَنگِ جَهانی، تا ساختِ نُخُستین کامپیوتِرهایِ واقِعی دَر مَنچِستِر. این
تَجرُبهٔ زیستِه یِک حَقیقَتِ سادِه را بِه مَن یاد داد: اَگَر نَتَوانید حَقّی را دَر عَمَل پیادِه
کُنید، آزادی چیزی جُز یِک تِکّه کاغَذِ بیاَثَر نیست. وَقتی اَز «پیشرَفتِ فَنّاوری» حَرف میزَنیم،
مَنظورِمان اَفزایِشِ تَواناییهایِ بَشَر بَرایِ اَثَرگُذاری بَر دُنیاست؛ اَمّا تَواناییِ بیشتَر،
خودبهخود بِه مَعنایِ آزادیِ بیشتَر نیست. آزادی یَعنی سِه چیز: داشتَنِ تَوانِ واقِعی بَرایِ
رَسیدَن بِه اَهداف، اِمکانِ اِنتِخابِ مَسیرِ زِندِگی بِدونِ سُلطِه وَ زورگوییِ دیگران، وَ داشتَنِ سَهم
وَ صِدایی واقِعی دَر اِدارِهٔ جامِعِه. حَرفِ اَصلیِ مَن این اَست: فَنّاوری آزادی را تَضمین نِمیکُند،
اَمّا زَمینِ بازی را بِه نَفعِ آن تَغییر میدَهَد. فَنّاوری هَزینِهٔ دَستیابی بِه دانِش، گُفتِگو،
هَماهَنگی میانِ مَردُم وَ ایستادِگی دَر بَرابَرِ زور را بِهشِدَّت پایین میآوَرَد وَ اِنحِصار را
میشِکَنَد. دُرُست اَست کِه دُولَتها وَ نَهادها تَصمیم میگیرَند قُدرَت چِگونِه تَوزیع شَوَد، اَمّا خودِ
این نَهادها هَم چارهای نَدارَند جُز اینکِه دَر دُنیایی عَمَل
کُنَند کِه فَنّاوری مَرزِ اِمکانهایَش را گُستَرِش دادِه اَست.
اِستِدلالِ شُما مُنَظَّم وَ دَقیق اَست، آقایِ تورینگ؛ اَمّا وَقتی آزادی را بِه چَند کارکَرد وَ
اَبزارِ فَنّی خُلاصِه میکُنید، اَصلِ ماجَرا را نادیدِه میگیرید. مَن هانا آرِنت هستم. سُقوطِ
دِموکراسی، تَجرُبهٔ تَلخِ بیوَطَنی وَ آوارِگی پَس اَز فرار اَز آلمانِ نازی، وَ سالها بَررِسیِ
حُکومَتهایِ توتالیتر بِه مَن آموخت کِه آزادیِ واقِعی را نَبایَد با آسایِشِ خُصوصی یا داشتَنِ
گُزینههایِ بیشتَر دَر زِندِگیِ شَخصی اشتِباه گِرِفت؛ آزادی یِک مَفهومِ عَمیقاً جَمعی وَ سیاسی اَست.
فَنّاوری قَطعاً تَوانمَندیِ ما را بالا میبَرَد: با آن سَریعتر میسازیم، دَقیقتر مُحاسِبِه
میکُنیم وَ راحَتتر با هَم دَر تَماس هَستیم. اَمّا اینها صِرفاً «اَبزار» هَستَند. آزادیِ سیاسی
چیزی کامِلاً مُتَفاوِت اَست. این آزادی فَقَط زَمانی شِکل میگیرَد کِه اِنسانهایِ بَرابَر با
دیدگاههایِ گوناگون، رودَررو دَر فَضایِ عُمومی کِنارِ هَم حاضِر شَوَند، دَربارهٔ سَرنِوِشتِ
مُشتَرَکِشان گُفتِگو وَ قِضاوَت کُنَند وَ آغازگَرِ حَرِکَتی نو باشَند—حَرِکَتی غِیرِقابِلِ پیشبینی کِه هیچ
سیستمِ اِداری یا مُدِلِ الگوریتمی نِمیتَوانَد مَسیرَش را اَز قَبل تَعیین کند. نُقطِهٔ اِختِلافِ
اَصلیِ مَن با شُما دَقیقاً هَمین تَعبیرِ «دَر بَرآیَندِ کُلّی» اَست. فَنّاوری مُمکِن اَست گُزینههایِ
رِفاهی وَ مَصرَفیِ ما را چَند بَرابَر کند، اَمّا هَمزَمان میتَوانَد فَضایی را کِه دَر آن بِه عُنوانِ
شَهروند با هَم فِکر وَ تَصمیمگیری میکُنیم، خالی وَ بیاَثَر کند. پُرسِشِ اَساسی این نیست کِه
ماشینها چِه کارهایی اَنجام میدَهَند؛ بَلکِه این اَست: دُنیایی کِه این ماشینها میسازَند،
شَهروندانی آگاه وَ مَسئول میپَروَرَد یا چَرخدَندههایی مُطیع کِه دیگر حِس نِمیکُنَند
تَصمیمگیرَنده وَ یا مَسئولِ کارهایِ خودِشان هَستَند؟
حَرفِ شُما دُرُست اَست کِه تَوانایی هَمان آزادی نیست؛ اَمّا حَقّی کِه اَبزارِ اِجرا نَداشتِه باشَد،
صِرفاً رویِ کاغَذ میمانَد. کامپیوتِرهایی کِه ما دَر مَنچِستِر ساختیم، با تَغییرِ یِک بَرنامِه،
کارهایِ کامِلاً مُتَفاوِتی اَنجام میدادَند. این اِنعِطافپَذیری، اِنحِصارِ اَبزارهایِ تَککارِه را
شِکَست. دُرُست اَست کِه قُدرَتها میتَوانَند این فَنّاوری را بِه اِنحِصار دَرآورَند، اَمّا این نَقصِ
ذاتیِ فَنّاوری نیست؛ فَنّاوریِ باز وَ هَمِهمَنظورِه، دَستِ
شَهروندان را بَرایِ کُنشگری وَ اِنتِخاب بازتَر میکُند.
بَرنامِه را میشَوَد عَوَض کَرد، آقایِ تورینگ؛ اَمّا سیستمهایِ اِداری کِه صاحِبِ زیرساخت هَستَند
بِهراحَتی دِگَرگون نِمیشَوَند. دَر آلمانِ نازی، فاجِعِه با یِک اِختِراعِ شوم رُخ نَداد؛ بَلکِه
نَتیجِهٔ هَماهَنگیِ جَداوِلِ قَطار، بایگانیها وَ آییننامهها بود. هَر کارمَند فَقَط یِک فُرم را پُر
میکَرد وَ خود را مَسئولِ کُشتار نِمیدانِست. خَطَرِ اَصلیِ عَصرِ ماشین هَمین اَست: مَسئولیَّتِ اَخلاقی
چِنان پَراکندِه میشَوَد کِه هیچکَس خود را مَسئولِ نَتیجِهٔ نَهایی نِمیبینَد.
این اَبزارها تَنها دَر خِدمَتِ قُدرَت نیستَند؛ بَلکِه سِلاحِ مَردُم هَم هَستَند. جُنبِشِ «هَمبَستگی» دَر
لِهِستان را بِبینید؛ وَقتی حُکومَت رِسانهها را بَست، مَردُم با دَستگاههایِ چاپِ مَخفی وَ نَوارِ
کاست، شَبَکهای زیرزَمینی ساختَند وَ سانسور را شِکَستَند. فَنّاوری نِمیتَوانَد شُجاعَت یا اَخلاق
خَلق کُند، اَمّا هَزینِهٔ ایستادِگی وَ هَماهَنگی را پایین میآوَرَد وَ
خاموش کَردَنِ صِدایِ حَقیقَت را بَرایِ حاکِمان بِهشِدَّت دِشوار میسازَد.
جُنبِشِ لِهِستان بِه این دَلیل پیروز شُد کِه کارگَران روبِهرویِ هَم ایستادَند، دَر فَضایِ عُمومی
بَحث کَردَند وَ خَطَر را بِه جان خَریدَند؛ نَوارِ کاست صِرفاً یِک وَسیلِه بود. سویِ دیگرِ ماجَرا
پُلیسِ مَخفیِ اِشتازی دَر آلمانِ شَرقی بود کِه با شُنود وَ بایگانیهایِ مُخوف، اِعتِمادِ میانِ
مَردُم را نابود کَرد. آزادی تَنها زَمانی مُتِوَلِّد شُد کِه مَردُم دَر سالِ ۱۹۸۹ ساختِمانهایِ
اِشتازی را تَصَرُّف کَردَند. اَبزارها هَرگِز نِمیتَوانَند جایِ شُجاعَتِ جَمعی را بِگیرَند.
دَقیقاً بِه هَمین دَلیل مَردُم بِه اَبزارهایی نیاز دارَند کِه دَستِ نَظارَتِ حُکومَت را کوتاه کُند.
رَمزنگاریِ کلیدِ عُمومی را دَر نَظَر بِگیرید: دو نَفَر میتَوانَند دَر یِک بَستَرِ نااَمن، بِدونِ
نیاز بِه واسِطِه یا اِجازِهٔ دُولَت، کامِلاً مَحرِمانِه با هَم پَیام رَدوبَدَل کُنَند. این یِک رِفاهِ
ساده نیست؛ این فَنّاوری اِنحِصارِ پُلیسِ مَخفی بَر
ارتِباطات را میشِکَنَد وَ پایههایِ اِستِبداد را سُست میکُند.
دور زَدَنِ دُولَت بِه مَعنایِ رَهایی نیست؛ شُما صِرفاً وابَستِگیِ خود را بِه شِرکَتهایِ فَنّاوری وَ
سازَندِگانِ سَختاَفزار مُنتَقِل کَردِهاید. اَز طَرَفی، پِنهانکاریِ دیجیتال مُمکِن اَست بَرایِ
مُبارِزان پَناهگاه باشَد، اَمّا میتَوانَد پَردِهای بَرایِ فَساد هَم بِشَوَد. جامِعِهای کِه تَنها بِه
کانالهایِ اَمنِ شَخصی پَناه بِبَرَد، پَراکندِه میشَوَد وَ
تَوانِ کُنشِ مُشتَرَک را دَر صَحنِ عُمومی اَز دَست میدَهَد.
هیچ شَهروندی نِمیتَوانَد کُدهایِ کامپیوتِر، یا ساختارِ داروها وَ پُلها را شَخصاً وارِسی کُند.
جامِعِهٔ آزاد این پیچیدِگی را با اِستانداردهایِ باز وَ نَظارَتِ مُتِکَثِّر حَل میکُند. سامانههایی
مِثلِ «شَفّافیَّتِ گُواهیها» دَر اینتِرنِت باعِث میشَوَند کِه هَر نُوع جَعل یا تَخَلُّفِ اَمنیَّتی فوراً
تَوَسُّطِ کارشِناسانِ مُستَقِل دَر سَراسَرِ دُنیا فَاش شَوَد. فَنّاوری جایگُزینِ داوَریِ عُمومی نِمیشَوَد،
اَمّا اَبزارِ نَظارَتِ دَقیق را دَر اِختیارِ هَمِگان میگُذارَد.
شَفّافیَّتِ فَنّی بِه خودیِ خود پاسُخگویی نِمیآوَرَد. یِک فایِلِ ثَبتِ دادِه مُمکِن اَست خَطایِ سیستم را
نِشان دَهَد، اَمّا نِمیتَوانَد مُتِخَلِّف را مُجازات کُند یا حَقِّ شَهروند را پَس بِگیرَد. قَوانینی مِثلِ
حِفاظَتِ دادِه دَر اُروپا (GDPR) ثابِت میکُنَند کِه اَبزارِ فَنّی تَنها زَمانی ارزش دارَد کِه قُدرَتِ
قانونی وَ دادگاههایِ پاسُخگو پُشتِ آن باشَند؛
وَگَرنِه شَفّافیَّت تَبديل بِه یِک نَمایِشِ بیاَثَر میشَوَد.
حَق با شُماست کِه قانون واجِب اَست؛ اَمّا حَقّی کِه اَبزارِ اِجرایی نَدارَد، یِک شِعار اَست. هَمین
حَقِّ «اِنتِقالِ دادِه» دَر قانون، اَگَر فُرمَتهایِ اِستاندارد وَ قابِلِ خوانِش بَرایِ ماشین نَداشتِه
باشَد، شِرکَتهایِ بُزُرگ کاربران را دَر حِصارِ خود زِندانی میکُنَند. فَنّاوری تَعیین میکُند کِه
کُدام وَعدهٔ حقوقی دَر دُنیایِ واقِعی قابِلِ اِجراست
وَ نَظارَت را اَز یِک آرزو بِه عَمَل تَبدیل میکُند.
شَهروند مُمکِن اَست بِتَوانَد فایِلِ دادِههایَش را دانلُود کُند، اَمّا وَقتی پِلَتفُرمِ رَقیب مَردُم وَ
اِمکاناتِ لازِم را نَدارَد، این اِنتِقال بیفایِده اَست. قانونِ بازارهایِ دیجیتال (DMA)
اِنحِصارگَران را مَجبور بِه هَمکاری کَرد، چِرا کِه فَنّاوری خودبهخود این کار را نِمیکَرد.
اَفزایِشِ راههایِ خُروج اَز یِک شَهرِ شَخصی، ساکِنانَش را بِه شَهروندِ آزاد تَبدیل نِمیکُند؛ آزادی
یَعنی قُدرَتِ تَصمیمگیری بَرایِ اِدارِهٔ شَهر، نَه صِرفاً حَقِّ جابهجایی میانِ مَغازهها!
دُنیایِ دیجیتال مَجبور نیست دَر اِنحِصارِ شِرکَتها باشَد. دَر سالِ ۱۹۹۳، سازِمانِ سِرن (CERN)
وب را بِه مالِکیَّتِ عُمومی دَرآوَرد. پُروتُکُلهایِ باز اِجازِه دادَند هَر کَسی بِدونِ نیاز بِه کَسبِ
اِجازِه اَز مَراجِعِ قُدرَت، مَطلَب مُنتَشِر کُند وَ با دیگران دَر تَماس باشَد. طَرّاحیِ باز مانِع اَز
آن میشَوَد کِه یِک قُدرَتِ واحِد، تَمامِ راههایِ ارتِباطیِ مَردُم را تَصاحُب کُند.
پُروتُکُلهایِ باز دَر مِصر نَتَوانِستَند مانِعِ قَطعِ کامِلِ اینتِرنِت دَر سالِ ۲۰۱۱ شَوَند؛ دیکتاتور
با یِک دَستور، کُلِّ کِشوَر را دَر تاریکیِ دیجیتال فُرو بُرد. آزادیِ واقِعی زَمانی مُتِوَلِّد شُد کِه
مَردُم اینتِرنِت را رَها کَردَند وَ دَر میدانِ تَحریر با گوشت وَ پوست کِنارِ هَم ایستادَند. شَبَکِهٔ
کابلها هَرگِز جایگُزینِ جُمهوری وَ کُنشِ شَهروندی نِمیشَوَد.
قَطعِ اینتِرنِت بَرایِ رِژیمِ مِصر بِهشِدَّت پُرهَزینِه وَ رُسواکُنَندِه بود وَ اِقتِصادِشان را فَلَج کَرد.
دَر عِینِ حال، مَردُم با راههایِ جایگُزین مِثلِ خُطوطِ تِلِفُنِ بینالمِلَلی صِدایِ خود را بِه دُنیا
رَساندَند. پاسُخِ مِهندِسی بِه این مَسئَلِه، «نامُتَمَرکِزسازی» اَست؛ یَعنی حَذفِ کِلیدهایِ
اِنحِصاریِ قَطع وَ وَصل، تا هیچ حاکِمی نَتَوانَد صِدایِ مَردُم را بیهَزینِه خاموش کُند.
اَگَر شَبَکِه فَعّال بِمانَد، حاکِمان با رَدگیریِ دادِهها رَهبَرانِ اِعتِراضات را شِناسایی وَ دَستگیر
میکُنَند. اینتِرنِتِ ماهوارهای دَر جَنگِ اوکراین نِمونهٔ روشَنی اَست: اَز یِک سو بِه بَقایِ مَردُم
کُمَک کَرد، اَمّا اَز سویِ دیگر کِلیِدِ آن دَر دَستِ یِک میلیاردرِ شَخصی بود کِه میتَوانِست با
تَصمیمِ فَردی ارتِباط را قَطع کُند. هَرچِه اَبزار قُدرَتمَندتَر
باشَد، این پُرسِش مُهِمتر اَست: حاکِمِ نَهاییِ اَبزار کیست؟
وابَستِگی بِه یِک شِرکَت، ناشی اَز قَراردادهایِ غَلَط اَست، نَه سَرنِوِشتِ حَتمیِ فَنّاوری. دُولَتها
بایَد شِرکَتها را مُلزَم بِه ساختِ تَجهیزاتِ سازِگار با هَم کُنَند تا هیچ کَس حَقِّ قَطعِ خودسَرانِه
نَداشتِه باشَد. فَنّاوری زَمانی آزادی را بِه اَرمَغان میآوَرَد کِه اِنحِصارِ اَفراد را بِشِکَنَد وَ
بَرایِ تَصمیماتِ دِموکراتیک، راههایِ مُتَنَوِّع ایِجاد کُند.
این اِلزاماتِ قانونی، خودِشان دَستاوَردی سیاسی هَستَند، نَه زاییدِهٔ مِدارها! اَگَر
پارلمانهایِ بیدار وَ شَهروندانِ مُطالِبِهگَر نَباشَند، وُجودِ چَندین شِرکَتِ ماهوارهای صِرفاً بِه
مَعنایِ تَکثیرِ اَربابانِ بیمَسئولیَّت اَست. آزادی زَمانی تَضمین میشَوَد کِه شَهروندان مَرزهایی
بَرایِ قُدرَت تَعین کُنَند کِه هیچ اَبزاری حَقِّ تَجاوُز بِه آن را نَداشتِه باشَد.
دادگاهها نِمیتَوانَند میلیونها تَصمیمِ الگوریتمی را کِه دَر یِک ثانیِه گِرِفتِه میشَوَد با
دَست بَررِسی کُنَند. ما بِه مُدِلهایِ مَتنباز، آزمايِشهایِ قابِلِ تَکرار وَ ابزارهایِ سنجشِ آماری
نیاز داریم تا تَبئیضهایِ پِنهان را کَشف کُنیم. این اَبزارها جایگُزینِ اَخلاق نِمیشَوَند، اَمّا
نَظارَتِ دِموکراتیک را دَر دُنیایِ مُدِرن عَمَلی میسازَند.
بَررِسیِ الگوریتمها یِک پُرسِشِ بُنیادین را پِنهان میکُند: آیا اَصالَتاً اِنسانها بایَد با
اَعداد وَ فُرمولها قِضاوَت شَوَند؟ دِموکراسی بایَد اَز حَقِّ «رَدِّ بِهینِهسازی» دِفاع کُند. اُموری
مِثلِ بَخشش، کِرامَتِ اِنسانی وَ صُدورِ حُکمِ دادگاه، اُموری
اِنسانی هَستَند وَ نَبایَد بِه مُحاسِباتِ ماشین واگُذار شَوَند.
مَن کامِلاً مُوافِقَم کِه جامِعِه بایَد حَقِّ رَدِّ کاملِ یِک سیستم را داشتِه باشَد. اَمّا بَرایِ اِثباتِ
ظلمِ ساختاری وَ توقُّفِ آن، شَهروندان بِه دادِهها وَ اَبزارِ فَنّی نیاز دارَند؛ وَگَرنِه فَساد دَر
پُشتِ هِزاران زونکَنِ کاغَذی پِنهان میمانَد. فَنّاوری قُدرَتِ
پُرسِشگری وَ اِثباتِ بیعِدالَتی را دَر میانِ مَردُم توزیع میکُند.
جامِعِهای کِه با اَبزارهایِ سادِه دَر شوراهایِ مَحَلّی گُفتِگو میکُند، بَسیار آزادتَر اَز جامِعِهای
اَست کِه الگوریتمهایَش بینَقص کار میکُنَند اَمّا مَردُم را اَز صَحنِ تَصمیمگیری حَذف کَردِهاند.
تَلهٔ بُزُرگِ تَکنوکراسی این اَست کِه بِه ما میآموزَد کُنشِ سیاسی زَحمَتی بیهودِه اَست وَ
مَدیریَّتِ صَحیحِ ماشینها بَرایِ سَعادَت کِفایَت میکُند.
مَن هَم اَز حُکومَتِ ماشینها بیمناکَم؛ اَمّا راهحَلِّ آن، فِرار اَز پیشرَفت نیست، بَلکِه طَرّاحیِ
سیستمهایِ باز اَست. ماشینها اِنسان را اَز رَنجِ کارِ طاقَتفَرسا رَها میکُنَند تا فُرصَتِ
اَندیشیدَن داشتِه باشَد. کارهایِ مَن دَر بِلِچلی پارک خودبهخود آزادی نَیَفرید، اَمّا بَقایِ
جامِعِهای را حِفظ کَرد کِه دَر آن آزادی میتَوانِست نَفَس
بِکِشَد. دَر بَرآیَندِ کُلّی، فَنّاوری تِکیهگاهِ مادیِ آزادی اَست.
فَنّاوری مُمکِن اَست اَز کالبُدِ جامِعِه حِفاظَت کُند، اَمّا تَصمیماتِ گُذَشتِه را هَم بِه عُنوانِ
قَوانینی سَخت بَر آیَندِه تَحمیل میکُند. آزادی دَقیقاً اَز نُقطِهای آغاز میشَوَد کِه اِنسانها دَر
صَحنِ عُمومی گِردِ هَم میآیَند تا جَهانِ مُشتَرَکِشان را بَرگُزینَند؛ وَ این آزادی تَنها زَمانی
زِندِه میمانَد کِه مَردُم قُدرَتِ مُتِوَقِّف کَردَن یا کِنار
گُذاشتَنِ حَتّی کارآمَدتَرین ماشینها را داشتِه باشَند.
مَن، جان فون نویمان، این مُناظِره را اَز مَنظَرِ مَنطِقِ مُحاسِبات وَ نَظَریهٔ بازیها داوَری
کَردَم. هانا آرِنت بِهزیبایی نِشان داد کِه چِگونِه اَبزارها میتَوانَند مَسئولیَّتِ اَخلاقی را
کَمرَنگ کُنَند. اَمّا آلِن تورینگ دَقیقاً ثابِت کَرد کِه طَرّاحیِ بازِ فَنّاوری، هَزینِهٔ مُقاوِمَتِ مَدَنی
دَر بَرابَرِ اِنحِصار را کاهش میدَهَد وَ نَظارَت را عَمَلی
میسازَد. رأیِ مَن با اِختِلافی اَندَک بِه سودِ آلِن تورینگ اَست.
مَن، اَلِکسی دو توکویل، این مُباحِثِه را اَز مَنظَرِ خَطَرِ اِستِبدادِ اِداری دَر عَصرِ مُدِرن سَنجیدَم.
تورینگ نِشان داد کِه شَبَکههایِ باز بِه هَماهَنگیِ مَردُم کُمَک میکُنَند؛ اَمّا هُشدارِ آرِنت ژَرفتر
بود: جامِعِهای کِه تَنها بِه رِفاهِ دیجیتال دِلخوش کُنَد، داوَریِ سیاسی را بِه تَکنوکراتها
واگذار کَردِه وَ بِه بَندِگیِ آرام تَن میدَهَد. رأیِ مَن بِه هانا آرِنت اِختِصاص دارَد.
مَن، سیمون دوبووار، آزادی را تَوانمَندیِ واقِعیِ اِنسانها بَرایِ رَهایی اَز سِتَم میدانَم.
آرِنت تَوَهُّمِ آزادیِ مَصرَفکُنَندِه را اَفشا کَرد؛ اَمّا تورینگ نِشان داد کِه فَنّاوریهایِ باز،
سِلاحی واقِعی بِه دَستِ فُرودَستان میدَهَند تا دَر بَرابَرِ قُدرَتهایِ بُزُرگ بِایستَند، بِهویژِه کِه
او حَقِّ رَدِّ ماشین را هَم پَذیرُفت. رأیِ مَن با اِختِلافی اَندَک بِه سودِ آلِن تورینگ اَست.
قسمتهای مرتبط
کپنهاگ ۱۹۴۱: گناه بمب اتم بر گردن کیست؟
دانشمندان مستقیماً مسئولیت اخلاقی استفاده سیاسی و نظامی دولتها از سلاحهای کشتار جمعی ساختهشده به دست خود را بر عهده دارند.
وجدان ابرسلاح
دانشمندان و دولتها تعهد اخلاقی مبرمی برای رد توسعه سلاحهای گرماهستهای بر عهده دارند.
محاسبهی اعداد یا بافتنِ نمادها
اهمیت بنیادین ماشین تحلیلی، بیش از محاسبهی خودکار اعداد، در محاسبات نمادین همهمنظوره نهفته است.
جنگ جریانها: ریزشبکهها در برابر شبکه متمرکز
ریزشبکههای محلی جریان مستقیم (DC)، بستری ایمنتر، تابآورتر و غیرانحصاریتر را در مقایسه با شبکههای متمرکز جریان متناوب (AC) برای تأمین برق فراهم میکنند.
حق حاکمیت علمی در برابر خطرات اشاعه هستهای
دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای، حق حاکمیتی مشروع و لازمه استقلال علمی کشورهای در حال توسعه است و منافع آن بر خطرات ژئوپلیتیک میچربد.
اینالجیک و اورتایلی: چه چیزی یک مورخ را ماندگار میکند؟ | داوری ابنخلدون
چه چیزی یک مورخ را ماندگار میکند: انضباط روششناختی یا شخصیت فکری و قدرت تبیین؟




